به گزارش روابط عمومی خانه صمت ایران، آرمان خالقی، دبیرکل خانه صنعت، معدن و تجارت ایران، در همایش تابآوری صنعت غذا با اشاره به تأثیر جنگ تحمیلی سوم بر مناسبات تجاری کشور میگوید در حالیکه فعالان اقتصادی و بهویژه تولیدکنندگان صنایع غذایی توانستند با جایگزینی مسیرهای مشابه، بخش مهمی از مشکل تأمین مواد اولیه ناشی از تغییر رفتار امارات را جبران کنند، ضعف دیپلماسی اقتصادی و ناتوانی در مدیریت روابط تجاری با کشورهایی مانند ترکیه و بازارهای هدف جهانی، امروز به مانع اصلی صادرات محصولات غذایی ایران تبدیل شده است.
تغییر مناسبات با امارات و بحران تأمین مواد اولیه
به گفته خالقی، در جریان جنگ تحمیلی سوم، مناسبات تجاری امارات با ایران تحت تأثیر مستقیم مسائل سیاسی و شرایط جنگی تغییر کرد و این دگرگونی، تأمین مواد اولیه برای بسیاری از تولیدکنندگان صنایع غذایی را دچار اختلال کرد. او توضیح میدهد: «بسیاری از مواد اولیه و اقلام واسطهای ما از مسیر امارات تأمین یا ترانزیت میشد. با تغییر رویکرد امارات، تولیدکنندگان در کوتاهمدت با وقفه جدی در تأمین مواجه شدند، اما در نهایت با وجود همه مشکلات لجستیکی، مسیرهای مشابه و جایگزین تعریف شد و این بخش از بحران تا حدودی کنترل شد.»
حل نسبی مشکل مواد اولیه، اوجگیری بحران در صادرات
خالقی تأکید میکند که با وجود حل نسبی مسئله تأمین مواد اولیه، در سمت دیگر ماجرا یعنی صادرات، ضعف دیپلماسی اقتصادی ایران خود را بهمراتب شدیدتر نشان داده است: «در حوزه نقل و انتقال محصولات نهایی به بازارهای جهانی، جایی که دیپلماسی باید برای حفظ کریدورها و رفع موانع وارد عمل میشد، عملاً خلأ جدی دیدیم.»
بیشتر بخوانید: نیمی از کمبود برق با جلوگیری از هدررفت انرژی درخطوط انتقال جبران میشود
مانعتراشی ترکیه و معطلی کالای فسادپذیر ایرانی
او با اشاره به یک نمونه عینی میگوید: «با وجود توافق تهاتری با ترکیه، انتقال کالاهای ترانزیتی ایرانی از این کشور با موانع متعددی روبهرو شد. قوانین سختگیرانه و دستوپاگیر ترکیه در زمینه کیفیت مواد غذایی خارجی و الزامات اداری، باعث شد محمولههای مواد غذایی ایران که مقصدشان اروپا و آفریقا بود، نزدیک به یک ماه در مسیر ترانزیت معطل بمانند؛ در حالیکه این کالاها ذاتاً فسادپذیر هستند. انتظار میرفت مسئولان مربوطه در ایران، برای تسهیل این شرایط و جلوگیری از این حجم خسارت، فعالانه وارد عمل شوند.»
عقبماندگی از رقبای چینی و ترکیهای در بازارهای نوظهور
دبیرکل خانه صنعت، معدن و تجارت ایران در ادامه به عقبماندگی تولیدکنندگان ایرانی در بازارهای نوظهور، مخصوصاً آفریقا، اشاره میکند و میگوید: «در حضور در بازارهای جدید خارجی، تولیدکنندگان ایرانی بهمراتب از همتایان چینی و ترکیهای خود عقب هستند. متأسفانه علاوه بر تأخیر در شناسایی بازارها ـ که همین باعث شده رقبای خارجی معمولاً یک گام جلوتر از ما باشند ـ بسیاری از تولیدکنندگان ایرانی هنوز به اهمیت وقت گذاشتن برای شناخت واقعی ظرفیت بازارهای خارجی توجه نمیکنند.»
شناخت بازار با «زیستن در جامعه هدف» نه جستوجوی اینترنتی
خالقی با انتقاد از رویکرد سطحی به تحقیق بازار توضیح میدهد: «شناخت بازار خارجی نه با چند جستوجو در اینترنت حل میشود و نه با شرکت در چند نمایشگاه. این کار فقط با مداقه و زیستن در جامعه هدف امکانپذیر است؛ یعنی باید نیروهای متخصص بازاریابی، مسلط به زبان و آشنا با فرهنگ جوامع هدف، چند سال در همان کشورها زندگی کرده باشند تا بتوانند رفتار مصرفکننده، شبکه توزیع و قواعد نانوشته بازار را درک کنند.»
بیمیلی به کنسرسیوم و اتکای ناگزیر به ایرانیان مقیم
او در نقد رفتار بخش خصوصی نیز میافزاید: «متأسفانه تولیدکنندگان ایرانی حتی بهصورت کنسرسیومی هم حاضر به انجام چنین سرمایهگذاری بلندمدتی نیستند. در بهترین حالت، ما ناگزیر میشویم از ظرفیت ایرانیان حاضر در جوامع هدف استفاده کنیم؛ در حالیکه اگر چند شرکت با هم، نیروی متخصص خودشان را در این بازارها مستقر میکردند، امروز وضعیت برند ایرانی و سهم ما از این بازارها متفاوت بود.»
ظرفیت بالای صنعت غذای خصوصی و خطر تبدیل فرصت به تهدید
خالقی با یادآوری اینکه صنعت غذای ایران در اختیار بخش خصوصی است و از تجهیزات بهروز و ظرفیت تولید مازاد بر نیاز داخل برخوردار است، تأکید میکند: «اگر ضعف دیپلماسی اقتصادی برطرف نشود، نگاه ما به توسعه بازارهای جدید اصلاح نگردد و جسارت سرمایهگذاری روی نیروی انسانی متخصص در کشور مقصد را پیدا نکنیم، این ظرفیت عظیم تولیدی، نهتنها به فرصت صادراتی تبدیل نمیشود، بلکه در بلندمدت میتواند به تهدیدی برای پایداری خود بنگاهها بدل شود.»
