به گزارش روابط عمومی خانه صمت ایران، متن این دل نوشته به شرح ذیل است:
سلام به ایران
این روزها و شبها مدام احساس میکنم که پلهای دارد شکافته میشود و پروانهای در آستانهی پروازست؛ شبهای روشنی که ایرانم در تب و تابست، یاد آن ترانهی کوچهبازاری میافتم که «عشق باید پا در میون کنه تا آدم احساس جوونی کنه» و من احساس جوونی میکنم از عشقم به ایران و به مردمی که پای ایران، استوار ایستادهاند. این جملات را برای دوستانم مینویسم که با عشقشان زنده هستم تا ذرهای از دینی که به عهده دارم ادا شده باشد.
۱- رهبر شهید که هیچ لقبی برای او بالاتر از شهادت نمیدانم و شجاعتش برایم همواره میدرخشد به اهمیت مقوله اقتصاد مقاومتی واقف بود و جانشین خلفش نیز واقفند. اقتصاد مقاومتی فقط و فقط با تکیه بر مردم ریشه میگیرد. مردمی که نه نامی دارند و نه نشانی، مردمی که این شبها و روزها و همهی سالهای فراز و نشیب این کشور پای تولید و خدمت بودهاند و با عشقی که دم به دم در وجودشان شعله میکشد کاری میکنند کارستان. کاری که اندیشکدههای جهانی از درک آن عاجز است و سیاستمداران و روشنفکران را در بهت و شگفتی فرو برده. همین عشق است که همواره خستگی و پیری ۴۷ سال تحریم را میزداید و با هر نوروزی روز از نو و روزی از نو میشود. متاسف هستم که مدیران عالیرتبهی کشورم هم گاهی مواقع این واقعیت را نمیبینند و چشم امید و دست درخواست را بسوی جز مردم میبرند. آنچه از اقتصاد زیستهام، اینست که اقتصاد جای اقتدار و تمرکز نیست، جای برنامهریزی متمرکز و دستورات دولتی نیست، جای امر و نهی نیست، جای سیاستورزی و شعار بازی نیست. اقتصاد جای تکثرگرایی و انحصار شکنی است، جای نظم درونزا و فطری است، جای تلاقی میلیاردها میلیارد تصمیم انبوهی از بازیگران بینام و نشان است که بدون تبانی و فقط بر اساس تصمیمات خود به بازار میآیند و از انبوه در انبوه انتخابها، بهترین تصمیمات در میآید. از دوستانم در دولت و حاکمیت و سازمانهای مردم نهاد خواهش میکنم که دست از کنترل نیروهای خرد و انبوه عرضه و تقاضا بردارند و منابع ملی و عظیم ایران را پای معدودی نوکیسه که خود را چنان و چنان میخوانند نریزند. باور کنید همهی هنر آنان در جذب رانتهای عظیم مادی و غیر مادی بوده و آنجایی که باید بر آفرینش کارآفرینی تکیه کرد هیچ محلی از اعراب و دستآوردی نداشته و ندارند.
بیشتر بخوانید: اقتصاد قوی نیازمند رونق گرفتن چرخ تولید است
۲- برای ورود جدی مردم در اقتصاد باید ثروتهای ملی را به مردم سپرد. روشهایی که تاکنون بکار گرفته، از ابتدا نیز نه معقول بوده نه کارآمد. هنگامیکه با تمرکز ثروت چندین نسل در شرکتی دولتی، انحصار طبیعی ایجاد شده است، چه تفاوت میکند که مالک این انحصار دولت باشد یا حاجآقا فلان. انحصار، انحصار است و پیامدش ناکارآمدی و فساد. خردهسازی قطبهای بزرگ اقتصادی نان شب اقتصاد مقاومتی است که هیچ اقدامی از آن واجبتر نیست. انحصارشکنی شرکتهای عظیم دولتی و حکومتی کاری بس عظیم است که آترا چشم اسفندیار اقتصاد دولتی میدانم. اسفندیار اقتصاد دولتی در آب حیات غلتیده و هیچ تیری به آن کارگر نیست. چشمش که آب حیات ندیده همانست که با تیر خردهسازی باید هدف گرفته شود. در بخش خصوصی واقعی و غیر رانتی که با آفرینش درونی و کد یمین، کسب و کارهای کوچک و متوسط را ایجاد نموده، تجارب زیستی فراوانی در خردهسازی وجود دارد که میتوان با ایجاد چنین گفتمانی، طرح و پرورده شود.
۳- رقابت واقعی بین مردم کوچه و بازار اقتصاد ایران را جوان خواهد کرد زیرا در این اقتصاد است که عشق به ایران میجوشد و فطرت و طبیعت اقتصاد، کارآمدی را به ارمغان میآورد. برای چنین جوششی به آنچه دانشگاهیان «پارادایم شیفت» میخوانند نیاز است. برای جوان شدن اقتصاد، گفتمان اقتصاد باید جوان شود. باید به گفتمان انحصارزدایی با هر آنچه مقتضای آنست وارد شد. باید پذیرفت که انحصار خوب و بد وجود ندارد و انحصارگرایی هر کجا باشد به ناکارآمدی و فساد میانجامد.
۴- سن هجده سالگی نمادی بر جوانیست و من از هجده سالگی با تمام وجود در کار تحولات اجتماعی و انقلاب بودم. این روزها همان حال و هوای بهمن ۵۷ را دارم و فضایی که ایرانم را احاطه کرده مرا هجده سالهای نموده که «بهمن» صدایش میزنند. من بهمنم و برای شکافتن سقف و برانداختن طرحی نو برای اقتصاد ایرانم و در انبوه جوانان، جوان شدم.
سلام بر ایران جوان
عبدالوهاب سهلآبادی (بهمن)
۱۴۰۵/۱/۵

