به گزارش روابط عمومی خانه صنعت، معدن و تجارت ایران و به نقل از اقتصاد سبز خالقی ریشه اصلی چالشهای صنعت غذا را نه در خود تولید، بلکه در «بیثباتی سیاستگذاری» میداند. به اعتقاد وی، تولیدکننده زمانی قادر به برنامهریزی بلندمدت است که فضای اقتصادی قابلسنجش باشد. نوسانات نرخ ارز، تغییرات مکرر در مقررات واردات و دشواری در ثبت سفارش نهادهها، بهویژه برای اقلام بستهبندی (پلیمر، کاغذ و آلومینیوم)، عملاً قدرت پیشبینی را از فعالان این صنعت سلب کرده است.
وی در نقد «قیمتگذاری دستوری» هشدار میدهد: «وقتی قیمت نهایی بدون توجه به ساختار هزینههای تولید تعیین میشود، سرمایه در گردش بنگاهها فرسوده شده و انگیزه سرمایهگذاری جدید از بین میرود.» این رویکرد نهتنها توسعه را متوقف میکند، بلکه حتی حفظ ظرفیتهای تولیدی موجود را نیز به یک مسابقه برای بقا تبدیل کرده است. به گفته خالقی، در زنجیره تولید، بیشترین فشار هزینهای بر روی نهادههای وابسته به ارز و هزینههای حملونقل متمرکز است، در حالیکه سیاستگذار صرفاً بر کنترل قیمت مصرفکننده در لایه نهایی تمرکز دارد که نتیجهای جز انتقال مستقیم تورم به سفره مردم نداشته است.
فرصتهای طلایی در بازارهای منطقهای
در حالی که نگاهها به مشکلات داخلی دوخته شده، خالقی بر اهمیت «صادرات» بهعنوان موتور محرک تأکید میکند. موقعیت جغرافیایی ایران و همسویی ذائقه کشورهای همسایه با محصولات ایرانی، یک مزیت رقابتی بزرگ است. وی معتقد است اگر سیاستهای ارزی تسهیل شود و دولت از «حمایت هوشمند» صادراتی حمایت کند، صنعت غذا میتواند به پیشران ارزآوری کشور تبدیل شود. صنعت غذا برخلاف سایر صنایع، هم بازار داخلی گستردهای دارد و هم قابلیت نفوذ در بازارهای منطقهای، که این دوگانه، آن را به گزینهای استراتژیک برای خروج از وابستگی به نفت تبدیل کرده است.
بیشتر بخوانید: وقتی امنیت غذایی از تنگه هرمز عبور میکند
ارز ترجیحی؛ جراحی ضروری اما دردناک
در خصوص حذف ارز ترجیحی، خالقی این اقدام را یک اصلاح ساختاری اجتنابناپذیر میداند. دبیرکل خانه صمت ایران معتقد است ارز ترجیحی بستری برای رانت و امضاهای طلایی بود که تولیدکننده واقعی از آن بیبهره میماند. با این حال، وی تأکید دارد که این حذف در کوتاهمدت به کاهش قدرت خرید و التهاب بازار منجر شد.
نکته کلیدی در تحلیل خالقی این است که «حذف منبع رانت لزوماً به معنای پایان فساد نیست.» موفقیت این سیاست در گروی اصلاحات مکمل، شفافیت اطلاعاتی و بهبود فضای کسبوکار است؛ در غیر این صورت، رانتها صرفاً تغییر شکل داده و به حوزههای دیگر سرایت میکنند.
صنعت غذا؛ سد دفاعی در برابر بحرانها
یکی از مهمترین بخشهای دیدگاههای خالقی، نقش راهبردی این صنعت در امنیت اجتماعی است. وی معتقد است استمرار تولید و توزیع مواد غذایی در زمان تهدیدات نظامی یا جنگ، نقش «لنگر ثبات» را ایفا میکند. این صنعت با جلوگیری از شکلگیری اضطراب عمومی، مانع از ناامنی اجتماعی میشود. بنابراین، حمایت از این صنعت نه یک «حمایت بخشی»، بلکه یک «سرمایهگذاری در امنیت ملی» است.
چشمانداز آینده: ادغام برای بقا
برای سه سال آینده، خالقی نسخهای جدی برای صنایع کوچک میپیچد: «ادغام و همکاری.» صنایع ضعیف و کوچک در برابر تلاطمها آسیبپذیرترند و راهکار عبور از این فشارها، همافزایی میان شرکتها برای کاهش هزینهها و گسترش دامنه تولید است. وی هشدار میدهد که بدون صادرات پایدار و تنوع محصول، شرکتها بهتدریج دچار استهلاک تجهیزات و کاهش سهم بازار خواهند شد.
در نهایت، مسیر تابآوری صنعت غذا از مسیر «تولید هوشمند» میگذرد. این صنعت باید از رویکرد «مدیریت بحران و بقا» به سمت «توسعه و نوآوری» حرکت کند. تحقق این هدف، نیازمند استانداردسازی ذخایر استراتژیک، ارتقای بستهبندی برای افزایش طول عمر محصولات و از همه مهمتر، همصدایی تولیدکنندگان برای مطالبهگری از سیاستگذاران است. به اعتقاد دبیرکل خانه صمت ایران، صنعت غذا پتانسیل آن را دارد که با اصلاح رویکردها، از یک بخش تحتفشار به موتور محرک رشد اقتصادی ایران تبدیل شود.
