
افتتاح خط لوله انتقال آب از سواحل جنوبی کشور به اصفهان ـ که با حضور جمعی از مقامات عالیرتبه کشور انجام شد ـ در نگاه نخست میتواند خبری امیدوارکننده تلقی شود؛ نشانهای از اینکه پس از سالها بحران، بالاخره راهکاری برای تأمین آب صنایع کشور یافتهایم. اما همین خبر، بار دیگر زنگ خطر بحران دیرپای کمآبی در ایران را به صدا درآورد.
بحث درباره اینکه چه کسی نخست زمینه استقرار صنایع آببَر در مناطق مرکزی خشک کشور را فراهم کرد، دیگر شبیه همان پرسش قدیمی «مرغ یا تخممرغ» شده است. تکرار این چرخه مقصریابی، بدون ارائه راهحل، جز اتلاف وقت و انرژی محدود ما فایدهای ندارد. بهتر است بهجای غرق شدن در گذشته، نگاهمان را معطوف به آینده کنیم.
امروز ناگزیر باید بپذیریم صنایع راهبردی کشور برای ادامه حیات، چارهای جز دسترسی به آب دریا ندارند. اما این ضرورت، به معنای نادیده گرفتن هزینههای سرسامآور انتقال آب نیست. پروژه اخیر در امتداد همان خط لولهای است که سالها پیش برای تأمین آب صنایع یزد اجرا شد؛ خطوطی که همچون شاخههایی مصنوعی، آب را کیلومترها از مسیر طبیعی خود دور میکنند.
واقعیت آن است که قیمت هر لیتر آب انتقالیافته از جنوب به فلات مرکزی، اکنون بیش از سه یورو تمام میشود. این در حالی است که با انتقال صنایع به نزدیکی سواحل، همین هزینه بهمراتب کمتر خواهد بود. این موضوع باید پیش از آنکه پروژههای مشابه دیگری آغاز شوند، بهطور جدی مورد بحث فنی و تصمیمگیری قرار گیرد.
اجرای چنین پروژههایی شاید با فشار سیاسی یا نگاههای کوتاهمدت توجیه شود، اما نتیجه آن میتواند شبیه سرنوشت بسیاری از واحدهای صنعتی باشد که بر مبنای مصلحت و نه منطق آمایش سرزمین ایجاد شدند و امروز با مشکلات ساختاری دستوپنجه نرم میکنند.
در عصر رقابت جهانی و محاسبه اقتصادی دقیق، نادیده گرفتن هزینه واقعی آب نوعی یارانه پنهان و نادرست است؛ یارانهای که از جیب آینده کشور پرداخت میشود. به باور نگارنده، جابجایی تدریجی صنایع آببر به حاشیه سواحل تنها راهکار پایدار ایران در مسیر توسعه صنعتی است؛ مسیری که تقریباً همه کشورهای صنعتی دنیا پیمودهاند. تحقق این هدف البته نیازمند برنامهریزی هوشمندانه، بررسی کامل ابعاد حقوقی و تضمین منافع همه ذینفعان است.
بیشتر بخوانید: خلیج فارس به ساحل اصفهان رسید اما مشکل بی آبی حل نشد
اگر به فکر فردای ایران هستیم، باید توسعه صنعتی را با واقعیتهای اقلیمی آشتی دهیم. اما حتی اگر مشکل تأمین آب صنایع را با دوراندیشی حل کنیم، همچنان از نقطه مطلوب فاصله خواهیم داشت؛ چرا که هدررفت اصلی آب در بخش کشاورزی رخ میدهد.
با وجود آنکه بخش قابلتوجهی از توان علمی دانشگاههای کشور به علوم کشاورزی اختصاص دارد، بخش بزرگی از کشاورزان همچنان با روشهای سنتی و منسوخ فعالیت میکنند؛ نتیجه آن هدررفت حدود ۷۰ درصد منابع آبی کشور است. همانقدر که در جانمایی صنایع به خطا رفتهایم، در توسعه کشتهای نامتناسب با اقلیم خشک نیز مرتکب اشتباه شدهایم.
در اینجا هم یافتن مقصر دردی را دوا نمیکند؛ راه چاره، اصلاح فوری و همهجانبه سیاستگذاریهاست. باید اجازه نداد تحت عنوان توسعه صنعت یا کشاورزی، اتلاف منابع حیاتی کشور ادامه یابد.
البته تأکید میشود که این ضرورت هرگز به معنای تضییع حقوق فعالان دو بخش صنعت و کشاورزی نیست. هر تصمیم اصلاحی باید با تضمین اشتغال، تأمین معیشت و صیانت از سرمایههای موجود همراه باشد.
